عبد الرحمن جامي

مقدمة ويليام چيتيك 39

نقد النصوص في شرح نقش الفصوص

است « 1 » ، كه به اسم « فك الختوم » نيز معروف است . آن مشتمل است بر مقدمه اى كوتاه و بحث نسبة مختصرى دربارهء هر يك از فصهاى كتاب فصوص . « فك الختوم » به معناى « گشودن مهرها » است ، و به قول صدر الدين ، اين كتاب را نوشته‌ام « تا مهرهاى كتاب فصوص را بگشايم و سرّ منبع آن را بيان كنم و رازهاى آن را آشكار سازم و جاهاى قفل شدهء آن را باز كنم به وسيلهء آن چه سخنان مجمل آن را تفصيل مىدهد » ( ص 185 ) . بنا بر اين با آن كه فكوك فصل فصل كتاب فصوص را دنبال مىكند و زمينهء مباحث مهم آن را توضيح مىدهد يك « شرح » به معناى أخص اين كلمه نيست ، بلكه مقدمه اى است كه مىتواند خواننده را براى درك مطالب آن آماده كند . ب . شرح جندي اولين كتابى كه فصوص را به معنى معروف و معهود كلمهء « شرح » شرح مىدهد شرح فصوص الحكم از مؤيد الدين جندي است . « 2 » ولى جندي نيز مانند شيخ صدر الدين فقط وارد بحثهاى نظرى و فكرى مىشود و به شرح و تفسير لغوى كلمات نمىپردازد . بدون شك معنى لغوى فصوص براى صدر الدين و مؤيد الدين آشكار بوده است ، و اشكالات لفظى و دستورى كه شارحان بعدى به تفصيل دربارهء آنها بحث كرده‌اند براى آنان تقريبا وجود نداشته است . جامى در نفحات الانس دربارهء احاطهء اين دو نفر بر كتاب فصوص اشاره اى مىكند : جندي « گفته است ، خدمت شيخ صدر الدين قدس سرّه خطبهء فصوص را از براى من شرح كرد ، و در اثناى آن واردى غيبى بر وى ظاهر شد ، و اثر آن ظاهر و باطن مرا فرو گرفت . آن گاه در من تصرفى كرد عجيب و مضمون كتاب را به تمام در شرح خطبه مفهوم من گردانيد ، و چون اين معنى از من دريافت ، گفت كه من نيز از حضرت شيخ درخواستم كه كتاب فصوص را بر من شرح كند . خطبه را شرح كرد و در اثناى آن در من تصرفى كرد كه مضمون تمام كتاب